اگر برنامه پارک ملت را دیدید در آن شب که عماد افروغ مهمان بود حتما تعجب کردید از اینکه شخصی خیلی معدبانه و با ادب از حکومت انتقاد کند
بنده نظرم را نمیگویمُ فقط به این مطالب بسنده میکنم
بسم الله...
انتقاد آیت الله علم الهدی از عماد افروغ
مهدی شعبانی در شنبه یکم بهمن 1390 17:14 يا حيدر | لینک ثابت
آتش زدم به هستی خود، باورم کنی
چیزی نمانده است که خاکسترم کنی
داری مذاب می کنی ام، حق ِ من نبود
با کوره ای گداخته هم بسترم کنی
یک عمر آبروی من ایمان و ذکر بود ....
شیطان فرود آمده ای ، کافرم کنی
شالوده ی رکوع و سجودم به هم زدی
درمن نشسته ای که کسی دیگرم کنی
دارم کلافه می شوم از دیگری شدن
می خواستی بمیرم و بازیگرم کنی....
فهمیده ای به شوق نگاهت شکفته ام
فهمیده ای که مال توام ، پرپرم کنی
چون صاعقه شدی به گمانم که لحظه ای
با تیغ آب دیده ی خود بی سرم کنی
رقصیده در هوای جنونت دلم ولی ....
خوش آمدت به مرگ خودم داورم کنی
حالی نمانده است برایم بیا ببین
این یک حقیقت است اگر باورم کنی ...
مهدی شعبانی در سه شنبه هشتم آذر 1390 15:25 يا حيدر | لینک ثابت
خداوندا از ما ببخش هرآنچه را که نبخشیده ای!!!

عرفه رسید و ما پس از سالها هنوز به معنی این روز پی نبرده ایم...
اما کی میشود روزی برسد که نیمی از جمعیتی که روز عرفه هجوم میاورند به مجالس حاج منصورها، به حقیقت عرفه برسند که مولا علی فرمود:
((فمن عرف نفسه فقد عرف ربه))
هرکس نفس خود را شناخت، خدای خود را شناخت

و ما از این حقیقت غافلیم و درمانده!
ندیده ام بزرگی را که جز با خلوت و تنهایی به جایی رسیده باشد و ما گمشده ی خود را در مجالس هزاران نفره میابیم که با ورود به آنها بوی ریا و تظاهر به مشام می رسد.
به راستی چرا در شب قدر یا شبها و روزهای بزرگی از جنس عرفه خلوت گرفتن امری فراموش شده گشته است ولی مجالس شلوغ پر رونق تر از قبل می گردد؟؟؟
کاش یک بزرگی را میدیدم که در اثر شرکت در این مجالس به جایی رسیده است و از خلوت فارغ شده است.
سخن کوتاه کنم که هرچه بر این مردم و بر جامعه آمده شیوه پرورش مسئولان بوده و مقصر آنانند.
((الناس علی دین رئوسهم))
بگذریم...
-------------------------
خدایا اگر دست بند تجمل نمیبست دست کمانگیر ما را
کسی تا قیامت نمی کرد، از آن گوشه کهکشان تیر ما را
ولی خسته بودیم و یاران همدل، به نانی گرفتند شمشیر مارا
ولی خسته بودیم و می برد طوفان، تمام شکوه اساطیر مارا
طلا را که مس کرد، دیگر ندانم، چه خاصیتی بود اکسیر ما را
------------------------
بگذریم...
به حسین ابن علی از شیعیانش و شیعیان پدرش امیرالمومنین
و اما بعد...
همانا مردم در انتظار تو هستند و به غیر تو نظری ندارند. ÷س به سوی ما بشتاب ای فرزند رسول خدا کهع باغها سرسبز شده، میوه ها رسیده، زمین خرم و آباد و درختالن پر برکت شده.
اگر خواستی به سوی ما بیا که سپاهی با سربازان بسیار برای تو مهیا شده است.
----------------------
از این نامه کوفیان نمی شود گذشت...
من از سرودن شعر ظهور می ترسم، دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم

مهدی شعبانی در شنبه چهاردهم آبان 1390 11:11 يا حيدر | لینک ثابت
این نکته برای من ثابت شده است و اگر در مطلب قبل به آن اشاره نکردم دلیل بر نفی آن نیست.
بیشتر سختی هایی که به انسان می رسد به علت بدیهایی بوده که انجام داده است و خداوند سختی هارا به گونه ای کفاره گناهان قرار داده است .
اللهم عجل لولیک الفرج
مهدی شعبانی در سه شنبه پنجم مهر 1390 13:15 يا حيدر | لینک ثابت
بسم رب مادرم فاطمه

فرموده اند:
دین هفتاد جزء دارد که ۶۹ جزء آن راضی بودن به تقدیراتی است که خداوند برای ما قرار داده است و یک جزء دیگر آن امورات دیگر است.
باید راضی بود به تقدیرات الهی...
امروز تقدیر ما این است که فحش و ناسزا بشنویم
امروز ما باید در برابر تهمتها قرار بگیریم و...
و این امتحانی است که برای ما قرار داده شده است و باید صبور بود
به قول شاعر:
دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
بگذریم...
----------------------
رسم زندگی مانند چرخ و فلک است

یک روز بالایی و روز دیگر پایین، اما در هرصورت بايد توجه داشت كه چرخ و فلك هميشه در حال حركت است و مي چرخد.
پس نه كسي كه بالا قرار دارد بايد فكر كند كه هميشه بالاست و نه كسي كه پايين در نااميدي به سر مي برد.
---------------------
باز هم بگذريم...
همه چيز مي گذرد و آنچه باقي مي ماند رفتارهايي است كه انسانها در قبال يكديگر انجام مي دهند.
اميدوارم كه بتوانيم رفتارهاي خود را به سمتي ببريم كه يكروزي شرمنده يكديگر نشويم.
و اما از هرچه بگذريم سخن دوست خوشتر است.

مهدی شعبانی در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 12:42 يا حيدر | لینک ثابت
با سلام...
تابحال برای یک فیلم اینقدر عذاب نکشیدم و امروز اول بار بود که اینچنین شدم.
گرچه این فیلم از جنس حقیقت بود و حقیقتی که با شهدای کربلا گره خورده
کاش مختارنامه قسمت آخری نداشت...
--------------------------------
همیشه برایم مسئله بود که چه کسی عاقبت بخیر میشود
و امشب مختار تکلیف را مشخص کرد

او عاقبت بخیر شد و همراهان نیمه راهش در قصر ماندند و مرگ با ذلت را به شهادت با عزت نرجیح دادند.
فاصله بین عاقبت بخیری و عاقبت به شری تنها چند ثانیه بود.
وبرای مانیز...
--------------------------------------------------
چند خطی با امام زمان(عج):
کسی به فکر شما نیست راست میگویم دعابرای تو بازیست راست میگویم
اگرچه شهر برای شما چراغانیست برای کشتنتان نیزه هم فراوان است
من از سرودن شعر ظهور میترسم دوباره بیعت و بعدش عبور میترسم
کسی که باتو بماند بجانت آقا نیست برای آمدن این جمعه هم محیا نیست
------------------------------------
و اما بعد...
کمتر از پنج ماه به محرم مانده و شدیدا بی تاب هستم...
از خودم خسته ز دنیا خسته تر...
یک سینه درد دارم و کس نیست محرمش شاید شبی به خدا عرضه دارمش...
و تنها کسی که مقصر این اوضاع است خودم هستم و خودم...
و راهی نیست جز حلال کردن عده ای که هرروز خود به عذاب خدا نزدیکتر میکنند...
خدایاُ یار را راضی ز ما کن...
اللهم عجل لولیک الفرج
مهدی شعبانی در شنبه هشتم مرداد 1390 1:59 يا حيدر | لینک ثابت
بسم رب مادرم فاطمه(س)
عمر گران میگذرد خواهی نخواهی...
هرچه هست رو به گذر استُ اما آنچه دل آشفته از دنیا را خاموش می کند یاد غمهای اهل بیت است.
روز محشر کار ما با فاطمه است نقش پیشانی ما یا فاطمه است
ای مسیحای علی اعجاز کن مشکل مشکل گشا را بازکن
اللهم عجل لولیک الفرج
مهدی شعبانی در پنجشنبه دوم تیر 1390 1:4 يا حيدر | لینک ثابت

به نظر شما با سران فتنه چیکار کنن؟؟؟
به آدرس زیر برید و نظر بدید
مهدی شعبانی در سه شنبه دهم اسفند 1389 10:8 يا حيدر | لینک ثابت
این حرف آقا به من ثابت شده!!!قربون رهبرم برم...


امام خامنه ای:
مجاهدات و اعمال بزرگ نمی تواند انسان را از آسیب پذیری مصون نگه دارد .
انسان دایما در معرض ابتلا و امتحان است . هیچ چیز یک انسان را برای همیشه
مصونیت نمی بخشد ، نه علم ، نه مجاهدت ، نه حتی تدین و تقوا اگر انسان سعی
نکند آن را حفظ بکند . این طور نیست که ما به خودمان بگوییم در راه خدا
این عمل بــــــزرگ و این مجاهدت را انجام داده ایم ، پس ما دیگر آسیب پذیر
نیستیم . نخیر ، این طور نیست . حتی کسانی که کارهای بزرگ را در راه خدا
انجام می دهند ، اگر مراقب خودشان نباشند ، آسیب پذیرند . انسان باید دایم
از خود مراقبت کند .
---------------------------------
سیلی های پی در پی امام روح الله

سیلی اول:
شراب خورده بود و مست کرده بود. به مدرسه فیضیه وارد شد. بد مستی می کرد و فحش می داد. طلبه ها به حجره های خود پناه برده بودند. ناگهان سیدروح الله به تندی و سرعت از پلهها پایین آمد. به فرد مست نزدیک شد. سیلی محكمی به صورت آن مست زد و او فریادزنان از آنجا فرار كرد و دیگر به مدرسه نیامد. او با ظلم و ستم مخالف بود. چه این ظلم از جانب یک فرد باشد یا یک دولت یا یک ابرقدرت.
سیلی دوم:

در تاریخ 21 مهر ماه سال 1342 ه .ش، دولت حسنعلی منصور لایحه مصونیت مستشاران آمریكایی را به مجلس فرستاد و مجلس آن را تصویب كرد. رژیم شاه بسیار تمایل داشت که این لایحه در سکوت خبری تصویب شود.
...اما یک روحانی و یک عالم دینی در مقابل این قانون ایستادگی کرد. او در جمع مردمی که به مناسبت میلاد حضرت فاطمه در خانه ایشان گرد آمده بودند، سخنان خود را با آیه استرجاع آغاز کرد و نسبت به عواقب این لایحه هشدار داد. رژیم شاه ایشان را به ترکیه تبعید کرد اما فداییان اسلام حسنعلی منصور را ترور کردند تا سزای فروش شرف ملت ایران را ببیند.
سیلی سوم:

انقلاب اسلامی ایران به مثابه انفجاری از نور در فضایی دو قطبی پدیدار شد. در آن روزگار ملل جهان یا به مارکسیم پناه می بردند و یا با لیبرالیسم و سرمایه داری دمخور می شدند. اما امام خمینی راه سومی را فراروی حق طلبان قرار داد: اسلام. در حالی که مارکسیسم دین را افیونی برای توده ها قلمداد می کرد، افیونی که ملتها را از انقلاب باز می داشت و لیبرالیسم دین را عقب مانده و مخالف پیشرفت می دانست؛ او به نام اسلام قیام کرد تا نادرستی فرضیه مارکس را نشان دهد و نیز پیشرفت واقعی و بدور از ولنگاری و بی بند و باری را برای ملل جهان به ارمغان آورد.
هیچ کس جملات تاریخی امام در بهشت زهرا را از یاد نخواهد برد: "من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می كنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم ."
انقلاب بیست و دو بهمن ماه سیلی محکمی بود هم به رژیم شاه و هم آمریکا و هم به شوروی.
سیلی چهارم:

ساعت حدود 10 صبح بود که حدود چهارصد نفر از دانشجویان پیرو خط امام، سفارت آمریکا را در تهران تسخیر کردند. امام خمینی در واکنش به این اقدام آن را انقلاب دوم نامیدند. در طول تاریخ آمریکا هیچ گاه کسی نتوانسته بود به این حد مستکبران آمریکایی را تحقیر کند. اقدام دانشجویان ایرانی سرانجام باعث تغییر نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گردید. اگر تا آن زمان آمریکا نتایج انتخابات دیگر کشورها را رقم می زد، اکنون یک سید روحانی از خانه ای کوچک و محقر بر نتایج انتخابات آمریکا تاثیر می گذارد و سردمداران آمریکا را از اسب غرور و تبختر به زیر می کشد. کسی تا به حال به این شدت به آمریکا سیلی نزده بود.
سیلی پنجم:
حملات یازده سپتامبر بهانه ای شد برای حمله آمریکا به افغانستان و عراق. اکنون آمریکا در تلاش است توافق نامه ای امنیتی را بر دولت و ملت عراق تحمیل کند. توافق نامه ای که همچون کاپیتولاسیون شرف و عزت ملت عراق را نشانه گرفته است. پایگاه دائم نظامی برای آمریکا به ارمغان می آورد و به این دولت اجازه می دهد از خاک عراق برای حمله به سایر کشورها بهره بگیرد و تاراج نفت عراق را آسان می سازد.
اکثر تحلیلگران غربی بر این باورند که دولت عراق سرانجام در برابر فشارهای آمریکا تسلیم می شود و موافقت نامه را امضا خواهد کرد. اما انتظار می رود که سیلی پنجمی به آمریکا نواخته شود. سیلی که این بار توسط سیدی دیگر از سلاله پاک رسول الله نواخته خواهد شد. اگر خوب گوش کنیم از هم اکنون هم می توان ضرب آهنگ سیلی پنجم را شنید. تاسی به تجربه ملت ایران و اقدامات امام خمینی یقینا برای ملت عراق ارزشمند خواهد بود.
برای ملت عراق و آیت الله سیستانی دعا خواهیم کرد تا آنان بتوانند ملت و کشور اسلامی عراق را از سلطه آمریکا رهایی بخشند. ان شاء الله
مهدی شعبانی در یکشنبه هشتم اسفند 1389 16:51 يا حيدر | لینک ثابت
دست به یکی کردن هاشمی، موسوی و جاسبی برای وقف غیرقانونی
رفسنجانی: ممکن است روزی نظام ما ولایت فقیه نداشته باشد

مشروح مذاکرات جلسه ۷/۱۲/۸۷ هیئت امنای دانشگاه آزاد
------------------------
موضوع دانشگاه آزاد و وقف اموال ۲۵۰ هزار میلیاردی آن از حدود سه سال قبل به یکی از مهمترین سوژه های خبری کشور تبدیل شده بود. این موضوع در کش و قوس حرکت اصلاحی شورای عالی انقلاب فرهنگی از یک سو و تلاش هیأت امنای دانشگاه آزاد برای حفظ وضعیت موجودش از سوی دیگر در حالی به یکی از مهمترین موضوعات کشور تبدیل شد که روز تصویب طرح جنجالی آن در مجلس، یکشنبه سیاه نام گرفت.
-------------------------------------

مشروح مذاکرات:
هاشمی: «نه من با این موافق نیستم، اگر بدهیم به اختیار ولایت فقیه، خیلی آسان مثل بقیه جاها در مسیرهایی میافتد که نمی خواهیم. مثل بنیاد مستضعفان و تبصره ۸۲ می شود؛ آنها هم اموالشان کمتر از دانشگاه آزاد نیست. آن وقت آدم نمیداند چه اتفاقی ممکن است بیفتد.»
موسوی: «بله میتوانیم با این قید بیاوریم که وقف با هیات موسسان خواهد بود و هر کدام از ما هم هر زمان فوت کردیم، چه کسی جایگزین شود و حتی نفرات بعد از آن را هم میتوانیم مشخص کنیم.»
هاشمی: «بله من هم میگویم همین طور تغییر کند. چون وقتی برود زیر نظر رهبری، رهبری یکسری ملاحظاتی دارند که معلوم نیست در دانشگاهها بتوانیم آن را اعمال کنیم. مثل اینکه چه کسی را نصب بکنیم و چه کسی را نصب نکنیم. اصلاً مسئولیت لوث میشود.»
جاسبی: «من هم موافق آقای هاشمی هستم… ما قبل از اینکه وقف کنیم، بدهیم آقای خامنهای نگاه کنند، نظر بدهند و آنجاهایی که ما نظر داریم، ایشان تأیید بکنند که مثلاً بعداً شورای عالی دبّه در نیاورند و دستکاری نکنند. بعد اینجا بیاوریدش و صیغه را بخوانیم و صلوات بفرستیم تا دیگر آنها نتوانند آن قسمت را دست بزنند؛ چون با آن نیتی که واقف، وقف میکند، هیچکس نمیتواند دستکاری کند.»
هاشمی: «من هنوز نگران این هستم که حتی با این فرض، اینها در اساسنامهای که اصلاح میکنند، بندی را بگنجانند که به نحوی دست اوقاف را به یک جای آن بند کنند تا یک شرّی درست کنند.»
هاشمی سپس ادامه میدهد: «در اساسنامه و وقفنامه بیاوریم این اعضای هیات موسس که موجودند تا زمانی که هستند، خوب است و کسی نمیتواند عزلشان کند و برای جایگزینی اینها، هیأت مؤسس، خودش باید افرادی را انتخاب کند و بعد از ما هم همین طور باشد. چون ما افرادی را معرفی میکنیم که قبولشان داریم. یعنی همیشه، هیأت مؤسس برای جایگزینی افراد، خودش تصمیم میگیرد که بنابراین تولیت آن یک تولیت ممتد و بر اساس تفکر همین جمع خواهد بود… یعنی باید راه ورود را ببندیم.»
موسوی: «باید به جای اعضای هیأت موسس در اساسنامه، نام این ۹ نفر را با عنوان بیاوریم که اینها وقفکنندگان هستند تا اگر مؤسس تغییر کرد، وقف برنگردد.»
در این بین، هاشمی پیشنهاد یکی از اعضا را که گفته بود (در صورت فوت کلیه یا اکثریت اعضای مؤسس در یک زمان، ولی فقیه تصمیم گیری کند و این مسأله در اساسنامه گنجانده شود) رد کرده و میگوید: «ولی فقیه خوب است؛ ولی اشکالش این است که بعداً اگر نظام ما ولی فقیه نداشته باشد، اگر ما بخواهیم وقف ابدی باشد که نمیشود بگوییم ولی فقیه؛ ممکن است نظام ما ولی فقیه نداشته باشد… تعدادی علی البدل داشته باشد که در صورت حادثه جایگزین شود.»
یکی از اعضاء می گوید: «پس مرجعیت شیعه را جایگزین کنیم.»
هاشمی: «نخیر! همان که گفتم… برای اینکه دستمان بسته نباشد، عناوین کلی مثل آموزش، تحقیق، توسعه کشور، توسعه علم را در وقف نامه بیاورید که بعداً متولی وقف، مصادیق آن را تشخیص میدهد. عناوینی بگویید که همه چیز را شامل بشود.»
هاشمی در پایان در حالی که در ابتدای جلسه اعلام کرده بود در دیدار خصوصی با رهبر انقلاب، ایشان به وی فرمودهاند شورای عالی انقلاب فرهنگی در جریان جلسه فوق قرار گیرد، بدون توجه به آن توصیه میگوید: «ما خبر این جلسه را نباید منتشر کنیم چون من به آقای خامنهای گفتهام ما در این جلسه میخواهیم تصمیماتی بگیریم و بعد آن را به شورای عالی انقلاب فرهنگی بدهیم. اگر خبر این جلسه را منتشر کنیم و مصوبات را به شورا ندهیم، خوب نیست، بنابراین خبر این جلسه را ندهید.»

-------------------------------------------------------
اکنون چند سئوال جدی مطرح است که آقای هاشمی به عنوان رییس مجلس خبرگان باید به آنها پاسخ دهد:
در قسمتی از این جلسه، هاشمی می گوید برای این که دستمان در وقف اموال دانشگاه، باز باشد، باید از عناوین کلی مثل آموزش، تحقیق و توسعه کشور در وقف نامه استفاده کنیم. دقت کنید این دقیقاً همان کاری است که در طرح برخی از نمایندگان وابسته به دانشگاه آزاد در مجلس صورت گرفت و مشهور شد به مصوبه یکشنبه سیاه. بنابراین بر خلاف آنچه طراحان مصوبه یکشنبه سیاه ادعا می کردند، این طرح از ابتدا برای نجات دانشگاه آزاد بوده است.
اما مهمترین نکته در این مذاکرات این است که هاشمی رفسنجانی در حالی که در رأس مجلس خبرگان قرار دارد و باید مدافع اصلیِ اصل ولایت فقیه باشد، چگونه احتمال می دهد شاید روزی نظام ما ولی فقیه نداشته باشد؟ آیا اساساً نظام بدون ولایت فقیه، اسلامی و مشروع خواهد بود؟ چگونه است هاشمی رفسنجانی دانشگاه آزاد را همیشگی می داند ولی ولایت فقیه را نه؟ کدام نظام مدّنظر هاشمی است که ولی فقیه ندارد؟
شاید گفته شود این ادبیات هاشمی سهو لسان بوده و نه اعتقاد قلبی هاشمی؛ این احتمال، هر چند ممکن است اما با بررسی مواضع هاشمی قبل از فتنه تا امروز به همگان ثابت می کند که این، سهو لسان نیست بلکه نشان از تغییر نگاه هاشمی به این مقوله دارد. با این حساب باید پرسید در این صورت آیا واقعاً هاشمی رفسنجانی باز هم باید بر صندلی ریاست خبرگان تکیه بزند؟ سستی در اعتقاد به ولایت فقیه چگونه با چنین جایگاهی تطابق دارد؟
در قسمتی از جلسه، هاشمی دلیل مخالفت خود با پررنگ شدن نقش رهبری در سرنوشت دانشگاه آزاد را اینگونه اعلام می کند که در این صورت، دانشگاه می افتد در مسیری که ما نمی خواهیم! ایشان باید توضیح دهد این چه مسیری است که رهبر انقلاب می خواهد و هاشمی نمی خواهد؟ هاشمی در بخش دیگری میگوید رهبری ملاحظاتی دارند که معلوم نیست ما بتوانیم اعمال کنیم، مانند عزل و نصب رؤسای دانشگاهها! مگر رؤسای دانشگاه آزاد قرار است چه کسانی باشد که تغییر آنها غیرممکن نشان داده می شود؟ به دنبال چه افرادی هستند که مخالفت ولی فقیه را در پی خواهد داشت؟
چرا هاشمی رفسنجانی از اعضای جلسه می خواهد مشروح مذاکرات این جلسه منتشر نشود؟ خود او در ابتدا نظر رهبری را مبنی بر لزوم اطلاع اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی بیان می دارد و در پایان، بر خلاف آن دستور میدهد. چرا طراحی مشترک ایشان با آقای جاسبی و موسوی منجر به تحت فشار قراردادن رهبری میشود؟

منبع:
فارس – رجا – هفته نامه ۹ دی
مهدی شعبانی در شنبه هفتم اسفند 1389 10:21 يا حيدر | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
بسم رب مادرم فاطمه

ما از دوکوهه آمدیم اینجا غریبیم...
از عطر و بوی فاطمه هم بی نصیبیم
ما سینه زنهای اهالی الستیم
ما داغدار روی سیلی خورده هستیم
ای دشمن حق ما دلیر و حق پرستیم
برگرد! تا سربند یا زهرا نبستیم
لبیک یا خامنه ای
هيئت مكتب الشهدا
اللهم عجل لوليك الفرج
كاش زهرا هم زيارتگاه داشت
يادش بخير...گذشته
شادي روح شهدا صلوات
POWERED BY